دسته‌ها
دسته‌بندی نشده

رشته های مرتبط با منابع انسانی

مدیریت منابع انسانی،یعنی فرآیند کار کردن با افراد، به طوری که این افراد و سازمانشان به توانمندی کاملی دست یابند، حتی زمانی که تغییر، نیاز به کسب مهارت‌های جدید، تقبل مسئولیت‌های جدید و شکل جدیدی از روابط را ملزم باشد. در واقع مدیریت منابع انسانی استفاده از نیروی انسانی در جهت اهداف سازمان است و شامل فعالیت‌هایی نظیر کارمندیابی و جذب، آموزش، حقوق و دستمزد و روابط سازمانی می‌شود.بنابراین بر اساس همین تعریف کلیه اموری که مرتبط با فرایند اجرایی مدیریت منابع انسانی میشود،جزو رشته های مرتبط با منابع انسانی محسوب میشوند.
مدیریت منابع انسانی با رشته های همچون مدیریت رفتار،روانمشناسی صنعتی،روانشناسی کار،اقتصاد نیروی انسانی ،آمار و کامپیوتر ارتباط تنگاتنگی دارند.هر کدام از رشته های مرتبط به منابع انسانی به تقویت آن شاخه دیگر کمک شایانی میکنند بنابراین لازم است که متخصص منابع انسانی با تمامی آنها حداقل آشنایی را داشته باشد و بتواند داده هایی که از تمامی آنها حمع اوری میکند را تحلیل و سازماندهی کند بنابراین علاقه مندی به به مفاهیم انتزاعی و ذهنی و فهم آمار میتوند کمک بسیاری به فرد در این راستا کند تا جایی که یکی از عوال لازم برای یک مدیرمنابع انسانی است.
شاید بتوان گفت موارد زیر، بخشی از وظایف کلیدی واحد مدیریت منابع انسانی است:
بهبود کیفیت زندگی کاری کارکنان و ارتقاء کیفیت روابط انسانی در سازمان
ایجاد حس امنیت شغلی برای همکاران شایسته و توانمند
تدوین شاخص های عملکردی و عملیاتی مرتبط با منابع انسانی
برنامه ریزی برای ارزیابی عملکرد کارکنان و حصول اطمینان از استقرار نظام ارزیابی عملکرد
تفسیر آیین نامه ها و قوانین اداری و ستادی سازمان
مدیریت فرایند #استعفا و ترک سازمان
کمک به استفاده بهینه و مدیریت استراتژیک منابع انسانی
مدیریت فرایند جذب نیروی انسانی (شامل برنامه ریزی نیروی انسانی، تأمین منابع انسانی، گزینش، استخدام و تثبیت آن‌ها در سازمان)
شناخت و مدیریت فرهنگ سازمانی
همسوسازی کارکنان جدید با سازمان و فرهنگ سازمانی
طراحی شغل و غنی سازی شغلی
تجزیه و تحلیل شغل و طراحی نظام حقوق و دستمزد و جبران خدمات کارکنان
آموزش کارکنان و تلاش برای ارتقای دانش و مهارت آنان
حفظ و تقویت انگیزه کارکنان
به این منظور که یک فرد فعال در حوزه منابع انسانی بتواند اهداف بالا را اجرایی کند غیر از آ»وزشی که نیاز است ببیند،باید انگیزه های اجرایی کردن آن را به صورت درونی داشته باشد.این جماه به این معناست که فرد استعداد بالقوه و اشتیاق درونی برای این موارد داشته باشد که تمامی آنها ارتباط با حوزه شخصیت وی و نحوه تربین و موانع ذهنی او نیز دارد.برای مثال طبیعتا افرادی که قدرت تحلیل احساسات فردی و بین فردی را ندارد،نمیتوانند در یک سازمان به صورت موثر عمل کنند زیرا مدام با چالش هایی درگیر خواهند بود که هویت و الگوهای ذهنی آنها را مدام درگیر خواهد کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *